اگر روزی بسیاری از شیمیدانان تصور کنند که آب در 120 درجه سانتیگراد به جوش می آید، قرار نیست آب در این درجه به جوش آید، اما اگر روزی بسیاری از مشتریان یک بانک، درست یا نادرست، تصور کنند که بانکشان در حال ورشکست شدن است، احتمال زیادی دارد که این بانک واقعاً ورشکست شود؛ چون وقتی مشتریان بانک متوجه شوند که بانک در حال ورشکست شدن است معقول ترین کاری که می توانند بکنند این است که پول خود را از آن بانک بیرون بکشند. وقتی تعداد افرادی که به این کار اقدام کنند زیاد شود، آن بانک در عمل ورشکست می شود. البته عکس این قضیه هم صادق است. یعنی ممکن است، درست یا نادرست، این باور در بین خیلی از افراد بوجود آید که سهام یک بانک یا موسسه اقتصادی در آینده نزدیک رشد چشم گیری خواهد کرد و بدنبال آن، این افراد در آن بانک یا موسسه سرمایه گذاری کنند و اتفاقا همین سرمایه گذاری باعث رونق آن بانک یا موسسه شود. این پدیده به "پیش‌گوییِ خودتعبیرکننده" (self-fulfilling prophecy) معروف است. اگر بخواهیم پدیدهِ خودتعبیرکننده را تعریف کنیم باید بگوییم: پدیده ای که حقيقت به نظر مي‌رسد چون افراد انتظار دارند كه حقيقت باشد و افراد به گونه‌اي عمل می كنند كه انگار آن پدیده ‌روي خواهد داد. به عبارت دیگر، پیش‌گوییِ خودتعبیرکننده پیشگویی است که چون عده قابل توجهی از مردم به تحقق آن باور دارند و آن را انتظار می کشند، محقق می شود.

در دنیای امروز با گسترش رسانه ها و ابزارهای گوناگون تبلیغاتی، بسیاری از شرکتها و موسسات و بویژه نهادها و نظامهای سیاسی تلاش می کنند از این خاصیتِ پدیده های اجتماعی به نفع خود بهره ببرند. بعنوان مثال، در یک  رقابت سیاسی بویژه در یک انتخابات، رقبا سعی می کنند به مردم و رأی دهندگان اینگونه وانمود کنند که آنها پیروز انتخابات خواهند شد و از این طریق رأی بسیاری از مردمی را که بی نظر و خنثی هستند و بیشتر مایلند به همان کاندیدایی رأی دهند که فکر می کنند پیروز خواهد شد، جذب کنند.     

احمد صدری[1] در مطلبی با عنوان "آخرالزمانی در همین نزدیکی[2]"، نشان داده است که باور بنیادگرایان مسیحی-صهیونیست در امریکا به آخرالزمان می تواند یک پیش‌گوییِ خودتعبیرکننده از آب درآید. یکی از اعتقادات بنیادگرایان مسیحی که به بشارتهای کتاب مقدس مشهور است، مبتنی بر تفسیری جدید از کتاب مکاشفات یوحنای عهد جدید است که بر اساس آن، یک سلسله وقایعی منجر به درگیری و پایانی خونین و هولناک برای جهان می شود و مقدمات ظهور دوباره عیسی مسیح را فراهم می کند. حال اگر عده قابل توجه از افراد جهان به این تفسیر باور داشته باشند و به گونه ای عمل کنند که گویی این حادثه در آینده ای نزدیک رخ خواهد داد و البته ابزارها و امکانات لازم برای تحقق بخشیدن به آنچه باور دارند را نیز در اختیار داشته باشند، آنگاه به نظر می رسد با یک پیش‌گوییِ خودتعبیرکننده مواجهیم. احمد صدری بر این باور است که "این شرایط خودتعبیرکنندگی پیش گویی ها در مورد آخرالزمانی های آمریکایی موجود است". برای روشن شدن دامنه نفوذ این نگرش بنیادگرایان مسیحی-صهیونیست، صدری به آثار دو نفر از حامیان این نگرش یعنی تیم لاهی و جری جنکینز اشاره می کند که کتاب آنها با تیراژ خیره کننده و بهت آور بیش از 60 میلیون نسخه در امریکا به فروش رفت. صدری معتقد است این میلیونها مسیحی معتقد و راسخ بنیادگرا به لحاظ سیاسی[3] انتظام یافته اند و انتظار دارند که جهان در طی جنگی جهانی ویران گردد و در طول حیات آنها پایان یابد. همچنین این بنیادگرایان تلاش می کنند تحولات سیاسی را به گونه ای با سناریوی آرماگدونی[4] قریب الوقوع گره می زنند و از نفوذ و تاثیر سیاسی قابل ملاحظه شان در امریکا نیز در این راستا بهره جویند.

نکته اینجاست که عده ای اینور آب، یعنی در همین کشور خودمان، وضعیتی مشابه دارند. منظورم این است که جریانی در کشور چنان بر موضوع مهدویت پافشاری می کند و آن را نزدیک تصور می کند که گویی تا چند سال آینده زمان ظهور تحقق خواهد یافت. این در حالی است که، تا آنجا که من می دانم، مطابق باور شیعه فقط خداست که زمان ظهور را می داند. حالا این که چگونه عده ای زمان ظهور را چنین نزدیک پیش بینی می کنند خدا داند!  



[1] - احمد صدری جامعه شناسی ایرانی مقیم امریکاست.

[2] - این مقاله کوتاه در کتابی با همین عنوان در سال 1385 توسط انتشارات کویر انتشاریافته است.

[3] - البته این مطلب را صدری در سال 2004 یعنی زمانی که جورج بوش بر مسند ریاست جمهوری تکیه داشت، نوشته است و با روی کار امدن اوباما به احتمال قوی شرایط سیاسی بنیادگرایان تغییر کرده است.

[4] - آرماگدون در واقع جنگ آخرالزمانی است که در کتاب مکاشفات یوحنا به عنوان جنگ نهایی خیر و شر پیش بینی شده است.